علیرضا صدر ثقة الاسلامی متولد ۱۳۵۳ معادل ۱۹۷۴ هست. این پازلها و وبلاگها را بخوانید متوجه میشوید چگونه جوانی وی از دست رفته بدون اینکه از زندگی لذت برده باشد و همواره مورد هجمه عوامل حکومت اسلامی و جنگ روانی و جنگ فرهنگها و مافیا و شرخران و لاتها و اوباش بوده و هست.
‏نمایش پست‌ها با برچسب دشمنان و خلافکاران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دشمنان و خلافکاران. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۳ آبان ۳, پنجشنبه

نکته مهم درباره این وبلاگ

 توجه کنید که این گزارش بر اساس اظهارات علیرضا صدر ثقة الاسلامی نوشته شده است. به گفته وی، ایشان به سازمان ملل و حقوق بشر و اپوزیسیون و بسیاری افراد این وقایع را در قالب ایمیل و گفتگو و درد دل ، اظهار کرده است و ما در این وبلاگ اظهارات وی را منعکس کرده ایم.

توجه کنید مشکل ایشان فقط مشکل خودش نیست و مشکل هزاران یا میلیون ها نفر از مردم ایران است. و این اهمیت مطالب این وبلاگ را مشخص میکند.

دیده شد که  از سوی عوامل خودسر و غیر خودسر امنیتی و از سوی لاتها اراذل و اوباش ، ایشان دچار مشکلات فراوان شده است و ما راه حل دیدیم که اظهارات ایشان را در وبلاگ منعکس کنیم شاید فعالان محقق حقوق بشر و اپوزیسیون یا از داخل خود حکومت کنونی یا هر فرد آزاده دیگری به فکر دفع شر از ایشان و سایر مردم که شبیه ایشان دچار مشکل شده اند باشند.

متاسفانه در کشور ایران وقتی افرادی گرفتار عوامل خودسر و غیر خودسر حکومتی میشوند یا گرفتار مافیا میشوند، سازمانهای حقوق بشری از دادن وکیل جهت مشاوره خودداری میکنند یا فقدان وکیل هستند و همچنین محققین و سازمانهای حقوق بشری و فعالان اجتماعی از اخبار دقیق و جزئی از نحوه خدعه علیه مردم و آزار دادن مردم بی خبرند.

اظهارات علیرضا صدرثقة الاسلامی در این وبلاگ آورده شده تا هم حقوق بشری ها به فکر کمک به ایشان باشند و هم اگر سازمانهای جاسوسی خارجی بر اثر توطئه ها خیال کرده اند ایشان عنصر نامطلوب و خطرناک است و در نتیجه وسایل مدرن جاسوسی علیه ایشان به لاتها و اوباش داده اند این وسایل جاسوسی را از کار بی اندازند.

چون از کمک وکلای حقوق بشری و محققین علوم انسانی و همیاری و همکاری مردمی خبری نیست نیست امثال این افراد روز به روز در باتلاق خدعه و ظلم و ستم مافیا و عوامل خودسر غرق و دچار حق خوری و حق کشی و ظلم و ستم، میشوند.

خواهشمندیم سازمانهای حقوق بشری و محققین علوم انسانی جهت اصلاح جامعه و جهت کمک به این افراد وکلا و محقیقنی را انتخاب کنند تا بشیوه سازمان یافته و علمی و ساختارمند مشکلات مردم بررسی و حل شود.

مشکلات مطرح شده در این وبلاگ جنایات بسیار سازمان یافته و برنامه ریزی شده علیه تعداد بسیار زیادی از مردم ایران و تقریبا علیه 100 در 100 مردم ایران است و باید بررسی شود.

۱۴۰۳ مهر ۳۰, دوشنبه

شکنجه روحی با پخش صدا و فضولی در زندگی شخصی و خانوادگی

شکنجه گران روحی از سال 1382 تاکنون دایم از روش های پخش صدا و فضولی در اعمال و افکار سواستفاده می کنند به این نحو که پس از مشاهده دوربین های مخفی یا پس از شنیدن استراق سمع ها از اسپیکر مخفی های درون سقف و دیوار یا با فریاد زدن از محل استقرارشان یا با صحبت کردن در ایمپلنتهای شنوایی کاشته شده درون گوش من و گوش سایر تارگتها جنگ روانی شبانه روزی و 24 ساعته می کنند که استفاده از تکنولوژی است جهت دیوانه جلوه دادن انسان عاقل و این حتی به دیوانه شدن میتواند بی انجامد.

از سال 1382 با پخش دایمی صدا و فضولی دایمی ، زندگی من را سیاه کرده اند و اخلال ایجاد کرده اند. 20 سال زندان معمولی نمیتواند اینقدر تاثیر شکنجه روحی داشته باشد.

همه نامبرده ها در وبلاگها و کانالها با پحش صدا در شکنجه ها شرکت می کنند ولی از سال 1382 تا کنون این جنایتکاران را که نام می برم بیشترین آزار را داشته و دارند:

همگی مرد و مذکر :برادران ابوالقاسمی کنی و امیر الله قلی و تورج رام و محمدصادق اسدی رازی و حمید کارگر پیر و امیروارسته حیدری و محمدمهدی نیکونژاد شیرازی و حمید اخوان و مجید داودی و پارسا داودی و حمید بدری اغول بیک و قدیری و محسن خلیفه بنی روانی و فرهاد مختاری کرچگانی و رستمعلی رستمی.
افراد نامبرده چندین برابر افرادی که نام نبرده ام مرتکب این شکنجه روحی میشوند.

۱۴۰۳ مهر ۲۷, جمعه

یکی از روش های آزار رسانیدن از درون آپارتمان خودشان

یکی از روش های آزار رسانیدن از درون آپارتمان خودشان


اوباش حکومتی در همسایگی ما رو در رو با خوش رویی سلام علیک می کنند ولی از داخل آپارتمانشان داد میزنند و تهدید می کنند. مثلا وقتی از پله ها از کنار واحدشان می گذرم یا وقتی مطلب مینویسم.
این نشان می دهد وسایل جاسوسی دارند.

اطلاعات تکمیلی

اطلاعات تکمیلی:

https://14819-tehran-iran.blogspot.com

https://mafia-of-iran.blogspot.com

https://spy-dust.blogspot.com

https://kashan-un.blogspot.com

https://14819-tehran-iran.blogspot.com/2024/03/sharkharan.blogspot.com-14819-iran.html

https://14819-tehran-iran.blogspot.com/2024/03/ferdos-tehran.blogspot.com-14819.html

https://14819-tehran-iran.blogspot.com/2024/03/poolshoo.blogspot.com.html  

https://p-harass.blogspot.com

استفاده از تکنولوژی برای دیوانه جلوه دادن آدم عاقل

 حمید کارگر پیر و محمدصادق اسدی رازی و امیر وارسته حیدری و فرهاد مختاری کرچگانی و محمدمهدی نیکونژاد شیرازی و تعدادی دیگر از دانشجویان در سال ۱۳۷۶ معادل 1997 عقیده داشتند که اگر یک تهاجم با وسایل جاسوسی بگونه ای صورت گیرد که اظهارات تارگت و قربانی را بشود پسیکوز یا سایکوز نظیر اسکیزوفرنی یا افسردگی یا وسواس یا مانیک جلوه داد تارگت هرگز از شر جاسوسان رهایی نخواهد یافت و عملیات علیه تارگت تا سالها با موفقیت ادامه خواهد یافت چون دادگاه و گزارش و شکایت به نفع مهاجمان خواهد شد.

ترکیب جاسوسی و شرارت و شرخری علیه تارگت برای آنان موفقیت و برای تارگت محکوم شدن به بیمار روانی به دنبال دارد.

هدفون ریز اجباری و ناخواسته در گوشم گذاشته بودند

هدفون ریز اجباری  و ناخواسته در گوش

فکر کنم ترم ۶ دانشگاه بود شاید هم ترم هفت دانشگاه، درست یادم نیست.
از تهران برگشته بودم و بلافاصله بعد از رسیدن از تهران در خوابگاه روی زمین نشستم روزنامه خواندم در این هنگام متوجه شدم حمید کارگر پیر که در گوش امیر حسنوند حرف میزند انگار من در گوشم میشنوم.

اتفاق خیلی عجیبی بود و من در آینه دیدم و به نزد بچه های مهندسی خوابگاه رفتم ولی آنها چیزی در گوش ندیدند.
قصد داشتم پزشک بروم که به دلایل نامعلوم نرفتم و حافظه ام از این موضوع پاک شد و هر چند ماه و چند سال که یادم می افتاد بلافاصله از ذهنم پاک میشد و من نتوانستم معما را بازگو و راه حل بخواهم.

کیفیت صدا مثل هدفون بود و مشخص بود قطعه ای نسبتا بزرگ در گوشم بود.
احتمال دارد همان شب که خواب بودم، از گوشم خارجش کرده بودند.
با من چه کرده بودند که موضوع به این عجیبی از ذهنم پاک و پیگیری نمی کردم.

کلاس هیپنوتیزم و سم شناسی برای دانشجویان هنر فرش

کلاس هیپنوتیزم و سم شناسی

یک قطعه دیگر پازل اینکه در ترم اول دانشگاه کاشان در پاییز ۱۹۹۷ در اتاق خوابگاه بودم که دانشجویان فرش همکلاسم برگشتند و داشتند درباره کلاس هیپنوتیزم و سم شناسی صحبت می کردند.

من با تعجب پرسیدم شما دانشجوی هنر هستید یا امنیت. فرهاد فیروزی بلافاصله با لحن شوخی گفت بگذار هیپنوتیزمت کنم و بعد اقدام به هیپنوتیزم کرد و با دست به پشت کله ام فشار آورد و من برای چند ساعت تا شب بیهوش بودم.

نکته اینکه بعدا به فکر تحقیق افتادم ولی دایم از یادم میرفت . (با من چکار کرده بودند که از یادم میرفت؟)

در طی چهار سال چندبار یاد موضوع افتادم ولی بلافاصله از یادم رفت.

بچه ها و فرهاد فیروزی بعد از هیپنوتیزم با من چه کرده بودند و چه تلقیناتی کرده بودند؟

دانشجویان ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۰ دانشگاه کاشان جاسوس و امنیتی هستند.

 دانشجویان ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۰ دانشگاه کاشان

گفته شده و محرز است که این دانشجویان برای ادارات جنگ روانی و جنگ فرهنگها کار و انواع یاری را به مافیای کشور بخصوص املاک انجام داده و میدهند.

همچنین گفته شده که عدهای از این دانشجویان فرزندان ساواکی ها و جاسوسان حکومت پهلوی بوده اند ولی صحت و سقم این مورد نامعلوم است.

یا خدعه حکومت اسلامی یا خدعه مافیا

 یا خدعه حکومت اسلامی یا خدعه مافیا



در این حکومت با همه مبارزان و مخالفان یکسان برخورد نکرده و نمی کنند.
اینها من را دستگیر و زندانی و اعدام نکردند ولی بدون اینکه خودم بخواهم از من سواستفاده در جهت حفظ مافیا و حکومت کرده اند.
من که مجله انتقاد از حکومت و انتقاد از دین چاپ کردم و مقالات نوشتم اینها چند کار کردند:
۱- باهمکاری دانشجویان امنیتی و رانتخوار مقاله ها را به نفوذی ها نسبت داده به اپوزیسیون نفوذ و به خارج پناهنده تقلبی شدند.
۲- اراذل و اوباش در ساختمان ما اسکان داده شده اند و کم و بیش مزاحمت ایجاد می کنند.
۳- تلفن های ما حالت سانترال مانند تحت کنترل شده
۴-فعالیتهای اقتصادی ما محدود و تحت شعاع قرار داده شده.
۵- فامیلهای ما را ترساندن و هم تهدید و هم تطمیع کردند تا به نفع نفوذ و به نفع پناهنده تقلبی ها و علیه من اقدام کنند.
۶- ساختمان ما را شکنجه خانه کرده اند و در ساختمان و خارج ساختمان افرادی بیگناه را شکنجه داده اند و عکس من را به عنوان آمر نشان داده اند و شکنجه گرها خودشان را با اسم و فامیل من معرفی کرده اند.
۷-برخی اقوام پدری املاک مصادره ای دارند اینها طمع به ملک آنها کرده اند.

۸- فامیلهای مادری را وادار به فروش املاک مصادره ای و درصد گرفتن کرده اند

من به اداره اطلاعات و امنیت و جایی احضار نشده ام اما از سال ۱۳۸۰ تا به حال وقتی در خیابان هستم مثلا ویترین مغازه نگاه می کنم مردانی گاه مسلح نزدیک شده و با حالت به اصطلاح به درب بگو دیوار بشنود ، با هم حرف میزنند و دستورات و درخواستهایی مطرح کرده اند. از حرفهای آنها ۸ مورد فوق الذکر استنباط کرده ام.
البته ۸ مورد فوق از کارهای دیگر و نتایج حاصله دیگر نیز استنباط شده و حرفها نیز موید است.

من از سال ۱۳۸۲ با خارجی ها و اپوزیسیون به صورت ناشناس تماس و موارد نفوذ و خدعه حکومت را اطلاع داده ام و تا حدی تیرشان به سنگ خورده است.

ضدیت با زن دارند و طرفدار شکنجه و جنایت علیه زنان هستند.

این جنایتکاران که در این کانال ها و وبلاگها نامبرده شده اند، همگی اراذل و اوباش هستند و علاوه بر این، شاید نرآلفا و یا برعکسش، خواجه هستند ، ولی مدعی هستند توسط وزارت اطلاعات و سپاه و پلیس استخدام شده اند.

یکی از  خصوصیاتشان برگزاری جلسات ضد زن است و در این جلسات بلند بلند درباره زن آزاری، از قبیل کتک زدن و سوزاندن و سنگسار و محاکمه شخصی و نه حکومتی زنان و دختران، صحبت و تعریف و تمجید می کنند و به دفعات بیشمار و نامحدود در جلساتشان  و خارج زمان جلساتشان، صدای کتک خوردن و ضجه و ناله زن و دختر شنیده شده و میشود.

اسامی خانواده های جنایتکار مذکور:
برادران ابوالقاسمی کنی و شوهرخواهرشان ابوالفضل محمدی و برادران الله قلی یا الا قلی و تورج رام و شایسته فر و شایسته فرد و قدیری و سلامی و ساریخانلو و حاجی زاده و خلیفه بنی روانی و خلیفه و حمید بدری اغولبیک و افتخاری و نگهداری و رزاقی و اخوان و حمید اخوان و داودی و مجید داودی و پارسا داوودی و زبرجدی و زبرجدی شهریار و غنی و فرشادی و رستمعلی رستمی و سیروس عزیزالهی و شهبازی و روح الله ذوالفقاری و  رضایی دشتی و
نیکونژاد شیرازی و امیر وارسته حیدری و اسدی رازی و مختاری کرچگانی و محمدباقر سلکی و دوستمحمد و حمید کارگر پیر و مجید امیری و مهدی هاشم آبادی سبزواری و محتشم مختار زاده و منصور محترمی و چندین دانشجوی دهه ۱۳۷۰ کاشان  ...صدها نفر در بسیج و سپاه و حراست.

ک۱۹پ۱۷ احتمالا افغانی و پاکستانی هستند ولی مدعی هستند ایرانی هستند.

جنبش سبز - خیابان خوش و بلوار فردوس

 جنبش سبز - خیابان خوش و بلوار فردوس


در فاصله ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۹ ما ساکن یک خانه دربست در خیابان خوش شمالی نزدیک سازمان حج و اقاف شده بودیم ، تا خانه کلنگی ۵۰۰ متر زمین داشت خراب شود و ۱۶ واحد اپارتمان ساخته شود.
در جریان اعتراضات مردمی ۱۳۸۸ افراد سرکوبگری که یا خود نامبرده ها یا شبیه الصورت آنها بودند یعنی افتخاری و احمید اخوان و رستمعلی رستمی در خیابان خوش و اطراف حج و اوقاف مشاهده شده اند.
افتخاری ساکن واحد ۹ و اخوان واحد ۱۰ و رستمی واحد ۱۴ ساختمان ما شدند.

ساختمان من یک ۱۶ واحدی است که روبروی برج افق اکباتان و روبروی پژوهشکده سوانح طبیعی است و پلاک آن ۱۷ و کوچه نوزدهم است و خلاصه ساختمان ک۱۹پ۱۷ نوشته شده است.

خانه امن یا همان شکنجه خانه

 خانه امن یا همان شکنجه خانه

از سال ۱۳۸۸ که ساختمان ما که به مشارکت داده بودیم تمام شده است، اکثر واحدهای سهم غفاری پور، یعنی ۴ و ۸ و ۹ و ۱۰ و ۱۲ و ۱۴ و از سال ۱۳۹۵ واحد ۱۵ قطعا محل شکنجه و بازجویی اسرا بوده و هست.
بخصوص واحدهای ۴ و ۸ و ۱۰ و ۱۴ .

أنها اسرا را شکنجه و عکس من را به عنوان آمر شکنجه مشان داده اند و میدهند.
همچنین شکنجه گران و مزاحمین به اسرا و قربانی ها نام خودشان را صدرثقةالاسلامی و صدر و ثقة و اسلامی و صدرثقة معرفی کرده و می کنند!

مافیای املاک مزاحم فامیل ما

مافیای املاک

دانشجویان امنیتی کاشان می گویند که محمد اردوانی و خانواده خارابی مجبور شده اند که از دهه ۱۹۸۰ معادل ۱۳۶۰ املاک و زمینهای مصادره ای که خلع ید شده ولی حکومت خبر ندارد که مصادره ای هست را بفروشند و درصد کمیسیون بردارند و پول دزدی را به مقامات جمهوری اسلامی که عضو مافیای املاک هستند تقدیم می کنند.


از طرفی فامیلهای پدری من یعنی ثقةالاسلامی و چیت ساز و جورابچی و ... املاک و زمینهای مصادره ای دارند که در تلاش یا انتظار پس گرفتن هستند.


از طرف دیگر ماموران امنیتی به من گفته اند که چون فعالیت ضد اسلام و ضد حکومت داشته ام توطئه کرده اند و دارند املاک ملی و مردمی را به اسم من میفروشند تا من را مجرم و بدنام کنند.

۱۱ سپتامبر و ابزار جاسوسی نصب شونده توی گوش و حلق 2

 ۱۱ سپتامبر و ابزار جاسوسی نصب شونده توی گوش و حلق 2

چند نکته:
۱- چرا در تابستان 2003 قبل از نصب ایمپلنتهای شنوایی گفتاری،هنگام پیتزا خوردن با علی سلمانمنش بیهوش شدم.

۲- چرا سیامک عطار سیدیدر تابستان 2003 چند روز بعد از نصب این ابزار در گوش و حلقم ، تلفن زد و گفت (گفت کف کردی) و پیام داد متوجه عظمت تکنولوژی شدی

۳- چرا دربهار 1382 -2003 مردی که شریک نسرین ارمگان در سیما پرداز بود و شریک وی بود به من گفت (با آمریکا هرکه در افتاد ور افتاد).

۴- چرا با من خارجی ها هرگز مستقیم مصاحبه و بازجویی نکردند؟ (حتی غیر مستقیم هم بازجویی و مصاحبه نکرده اند).

۵-چرا کنترل پنل استفاده را به لاتها و اوباش داده اند تا دایم تهدید و فحاشی و اذیت کنند؟ اینکار ارزش جاسوسی را به صفر تقلیل میدهد.

۶-چرا کشورهای پیشرفته ازشکنجه روحی بیگناهان لذت میبرند؟

۱۱ سپتامبر و ابزار جاسوسی نصب شونده توی گوش و حلق

۱۱ سپتامبر و ابزار جاسوسی نصب شونده توی گوش و حلق

در دانشگاه کاشان که تحصیل می کردم. در اوخر دوران تحصیل. روزی به خانه حمیدکارگر پیر رئیس انجمن اسلامی و مدیر مسئول و سردبیر مجله جنبش، رفتم.

دیدم یک روزنامه زمین افتاده که خبر داده القاعده با قایق به ناوشکن آمریکایی حمله کرده. من در مجله ها خوانده بودم بقدری ناوشکن های آمریکایی محافظت میشوند که حمله به آنها سخت میباشد لذا یاد هواپیماربایی که تخصص اعراب و مسلمانان بود، افتادم و به حمید کارگر و بعدا به امیر وارسته حیدری گفتم که این القاعده با توجه به استراتژی که دارد بالاخره چند هواپیمای مسافربری میدزدد و به نقاط حساس آمریکا می کوبد.

این پیشبینی غیر عمد و فی البداهه من، باعث بزرگترین دردسر من شد.

قراین و شواهد حاکی است که بچه های دانشگاه کاشان که امنیتی بودند بلافاصله با طالبان و القاعده و سیا و سازمانهای جاسوسی غربی و شرقی اقدام به لابی و مذاکره کردند و گمان میرود از مسببین وقوع یازده سپتامبر باشند.
یازده سپتامبر که رخ داد، متعجبانه خوشحال شدم که پیش بینی من، مبنی بر این که القاعده چنین خواهد کرد، درست از آب درامد ولی از قتل این همه بیگناه ناراحت شدم.

در تابستان 2003 معادل تابستان 1382 با علی سلمانمنش حدود ساعت 8 یا 9 شب در مقابل پارک ملت در یک فود کورت پیتزا خوردم که پس از دو لقمه حالت بیهوشی افتادم و سپس تلوتلو خوران به اتاقم در زیر زمین خانه ویلایی تک واحدی که داشتیم مراجعه و خوابیدم ولی احتمالا حدود ساعت 2 شب چند مرد ریختند و با ابزاری شبیه میل کاموا در گوشم و حلقم چیزهایی جاسازی کردند.

فردا صبح چند مرد در بام پلاک ۱۵ جنب ما که پلاک ۱۷ هستیم با دستگاهی کار می کردند که در گوشم صداهای ابزار الکترونیکی و مخابرانی شنیده میشد.
این ابزار که توی گوشم و حلقم نصب شده
اولا خیلی ریز و غبار جاسوس است .
ثانیا ممکن است بیوالکترونیک از جنس مغز و عصب باشد.
ثالثا قابلیت تله پاتی دارد. یعنی کارکرد مغز موجب نشت الکتریکی در عصب میشود و این نشت با دستگاه خوانده و منتشر میشود.
رابعا کنترل پنلش دست اوباش محله و اوباش دانشگاه کاشان از سال ۲۰۰۳ تاکنون بوده و هست.

من با افرادی صحبت کردم به این نتیجه رسیده ایم که سیا و سازمان جاسوسی در جریان تحقیقات یازده سپتامبر با ایران تماس گرفته ولی کس دیگری با همین نام من (علیرضا صدر ثقة الاسلامی)،  به دروغ به آنها معرفی شده است پس آنها با کس دیگر مصاحبه و بازجویی کرده و ان شخص نقش بازی کرده و شاخ و شانه کشیده و موجب شده دستور دهند چنین ابزاری توی گوش و حلق من نصب شود، سپس جابجایی انجام دستگاه در من نصب شده است.

سیا و ان اس ای هرگز به هیچ طریقی با من مصاحبه و بازجویی نکرده اند و این خیلی عجیب است که اولا من قبل از ۱۱سپتامبر پیشبینی کردم و دوم اینکه من متهم به همکاری با القاعده شده ام و سوم اینکه توی گوش و حلقم وسایل عجیب نصب است چهارم اینکه اطرافم پر از مافیایی و امنیتی و جاسوس و داعشی و القاعده شده است ولی آمریکایی ها هرگز بازجویی و مصاحبه نکرده اند و کنترل پنل را داده اند دست اوباش که دایم در حال فضولی جنسی و مزاحمت جنسی و فحاشی و اذیت در امور اقتصادی و .... هستند.

تمام جوانی من از ترس تهدیدات و اذیت توسط این مردان وحشی نابود شده است. از ترس آسیب به همسر نتوانستم همسر بگیرم. تمام زندگی ام تنش است.

پنل دست لاتهای بسیار فضول و بی تربیت محله و ک۱۹پ۱۷ و دانشجویان دهه ۱۳۷۰ کاشان و گروه چهارمی است.
اینها دایما مشغول پخش صدا از اسپیکرهای دیوارها و جاسوسی از طریق دوربینهای مخفی و استراق سمع ها هستند.

علاوه بر این بخشی از صدای فکر من را که میکرو دیوایس از حلق و گوشم منتشر می کند را میشنوند و انواع جنگ روانی می کنند.

عقیده کاربرد در مافیا دانشجویان کاشان:

حمید کارگر پیر و محمدصادق اسدی رازی و امیر وارسته حیدری و فرهاد مختاری کرچگانی و محمدمهدی نیکونژاد شیرازی و تعدادی دیگر از دانشجویان در سال ۱۳۷۶ معادل 1997 عقیده داشتند که اگر یک تهاجم با وسایل جاسوسی بگونه ای صورت گیرد که اظهارات تارگت و قربانی را بشود پسیکوز یا سایکوز نظیر اسکیزوفرنی یا افسردگی یا وسواس یا مانیک جلوه داد تارگت هرگز از شر جاسوسان رهایی نخواهد یافت و عملیات علیه تارگت تا سالها با موفقیت ادامه خواهد یافت چون دادگاه و گزارش و شکایت به نفع مهاجمان خواهد شد.

ترکیب جاسوسی و شرارت و شرخری علیه تارگت برای آنان موفقیت و برای تارگت محکوم شدن به بیمار روانی به دنبال دارد.

دانشگاه کاشان

دانشگاه کاشان

در فاصله ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۰ معادل ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۱ من در دانشگاه دولتی کاشان در رشته هنری (کارشناسی فرش دستباف) تحصیل کردم.

من از طریق مقاله نویسی، فعال و مبارز سیاسی بودم، ولی با انجمن اسلامی فقط سلام علیک داشتم. من سخنرانی نمی کردم فقط مقاله مینوشتم.
در مجله جنبش متعلق به انجمن اسلامی مقاله های لیبرالی نوشتم.

سپس در سال ۱۳۷۹ دو شماره مجله ستون آزاد چاپ کردم که همه کاره اش یعنی مدیرمسئول و سردبیرش خودم بودم و در هر شماره خودم چندین مقاله لیبرالی و اومانیستی، انتقاد از اسلام و انتقاد از حکومت اسلامی با شیوه خودسانسوری نوشتم، یعنی مقاله ها را سانسور کرده تا تند تر از این که بود نشود.

دانشگاه که تمام شد دانشجویان انجمن اسلامی هنر خودشان را افسر و مامور جاسوسی و امنیتی معرفی کردند که موجب شد من قطع رابطه با آنان را انتخاب کنم.


کلا نوشتن مطالب انتقادی بهانه امنیتی ها و جاسوسان شد تا از من سو استفاده کنند.

بعد از دانشگاه، بارها افرادی با تیپ های مختلف، خود را اطلاعاتی و امنیتی معرفی و اعلام کردند که با مجله های من پناهنده نفوذی به کشورهای خارجی و اپوزیسیون فرستادند و خواستار همکاری من شدند، ولی من از همان اوایل دهه ۱۳۸۰ تاکنون بارها به دولتهای بلوک غرب و بلوک شرق و به اپوزیسیون این نفوذ و توطئه و خدعه حکومت اسلامی را اطلاع رسانی کرده ام. هم به صورت گمنام و هم به صورت با نام و مشخصات.

کلا اگر فرد گمنامی، فعالیت لیبرالی و اومانیستی در دانشگاه انجام دهد، وارد لیست سیاه میشود و انواع توطئه و خدعه و آزار و اذیت و نشر اکاذیب علیه او میکنند. و لاتها و اوباش را بر او مسلط می کنند.

ماجرای جاسازی مواد مخدر 1363

ماجرای جاسازی مواد مخدر


در سال 1363 محمد ابوالقاسمی کنی که در در پلاکهای پ۳ و پ۵  در کوچه نوزدهم خیابان ابراهیمی جنوبی واقع در بلوار فردوس ساکن بودند و او نیز کودک بود متولد 1354 به من چیزی مهم گفت.

او گفت که برادرانش مواد مخدر در خودروهای سبک و سنگین و خودروهای راهسازی جاسازی و منتقل می کنند.
او گفت ارباب و کارفرمایشان پلیس است.

من این خبر را در یادداشتی، در حالیکه کلاس پنجم دبستان بودم به ادارات و رسانه های مرتبط فرستادم.

قراین و شواهد پیداست که بعد از خبررسانی من، باند مواد مخدر مذکور نابود نمیشود بلکه دارای شریک و آقابالاسر میشود که برای مافیا قابل تحمل نیست.

علاوه بر این چهار برادر ابوالقاسمی کنی به نامهای حسین و امیر و حمید و محمد و شوهرخواهرشان که ابوالفضل محمدی است و صورنش شبیه صدام حسین است با من دشمن شدند.

من در آن نامه برادران ابوالقاسمی را لو نداده بودم. بلکه فقط نوشته بودم پلیس مدیریت جاسازی مواد مخدر را در خودروهای سبک و سنگین انجام میدهد و خود پلیس قاچاقچی است.

این نامه من در سال ۱۳۶۳ مافیا را دشمن من کرد.

من بعد از آن نامه که در سال ۱۳۶۳ نوشتم تا سال ۱۳۸۳ هیچ خبر و گزارشی درباره لاتها و اوباش محله به جایی ننوشته بودم.

از وقتی دانشجویان امنیتی دهه 1370 دانشگاه کاشان انواع توطئه کردند ار جمله اینکه اراذل و اوباش نفوذی با مجلات دانشگاهی من پناهنده خارج کنند، من شروع به اطلاع رسانی کردم.

همچنین در فرودگاه مهراباد و در جنبش سبز ماموران لباس شخصی حرفی زده بودند که نشان میداد از اطلاع رسانی پنجم دبستان من عصبانی و درسدد انتقام هستند. این انتقام گیری یک قطعه خیلی مهم پازل است.

شرخران اوباش بازوی اجرایی مافیا

شرخر لات و اوباشی است که با استفاده از خشونت و ایذا و اذیت مردم را وادار به براورده کردن خواسته یا خواسته هایی می کند.

شرخری جنایت است و قابل پیگرد می باشد.

در ایران شرخرها با کمک نفوذی ها در ادارات پلیس و نفوذی ها در ادارات جاسوسی و مسلح و نفوذی ها در قوه قضائیه و سایر ادارات به شرخری می پردازند.

کارهایی که شرخرها می کنند:
۱ـ نقد کردن چک و اوراق بدهی.
۲ـ ملزم کردن به فسخ و ابطال قرارداد.
۳ـملزم کردن به اجرا و انجام قرارداد.
۴ـ ملزم کزدن به عدم مذاکره و عدم قرارداد.
۵ـ بیرون کردن مستاجر.
۶ـ مزاحمت برای صاحبخانه.
۷ـ ممانعت از دوستی و ازدواج.
۸ـ به هم ریختن مجالس جشن و عزاداری.
۹ـ تامین نیرو برای حمله و دعوا.
۱۰ـ ایجاد مزاحمت با داد زدن و هوچیگری.
۱۱ـ خرابکاری و تخریب.
۱۲ـ سازماندهی انجام انواع جرم و جنایت علیه افراد تارگت.
۱۳ـ مزاحمت های سکسی و جنسی.
۱۴ـ مدیریت و بازاریابی روابط سکسی و جنسی.
۱۵ـ عوضی کاری و عوضی بازی در اسم و آدرس اشخاص.

مافیا و خطرات مافیا

مافیا

1_به جنایات سازمان یافته مافیا می گویند.

2_اکثر فعالیتهای مافیا ایجاد فساد اقتصادی در جهت کسب پول هنگفت کثیف است.

3_اعضای مافیا به علت و دلیل دست کم یکی از سه مورد زیر عضو یا همکار مافیا شده اند:
الف_ثروت دوستی
ب_قدرت دوستی
ج_خشونت دوستی

4_مافیا روی هر چیز خوب دست درازی و اعمال قدرت می کند:
چیزهای خوب که دست مافیا می افتد:
زمین و املاک
محصولات کشاورزی
دارو و اقلام پزشکی
زن و روابط زن و مرد
تفریحات از قبیل رقص و آواز و هتل
ارز و طلا و جواهر
کوپن و یارانه
و چیزهای بد مثل موادمخدر و قاچاق و خرید و فروش انسان و شرخری و قتل و جنایت نیز مختص مافیا و خلافکاران است.

5_مافیا با عملیات شرخری، همه جا بین مردم نفوذ دارد. عملیات نقد کردن چک و بیرون کردن مستاجر و الزام به قرارداد و الزام به پایان قرارداد و انواع مزاحمت جنایی کار شرخران است.

6_ از حکومت و پلیس و قضائیه و ادارات مسلح و جاسوسی اشخاص بلند پایه تا دون پایه عضو مافیا یا کارچاق کن مافیا یا همدست مافیا میشوند. در نتیجه حکومت ابزار دست مافیا میشود.

7_مافیا، قدرت اجرایی بالایی، در روابط اجتماعی ایران و جهان دارد.

8_ موارد متعدد نقض حقوق بشر، توسط مافیا انجام شده و میشود.

9_چون در جهان پول و قدرت و خشونت حرف اول کسب موفقیت را میزند ، مافیا بسیار موفق ظاهر میشود.

دشمنان من کیستند؟ پازل ها را کنار هم بچینید و تحلیل کنید.

مقدمه

دشمنان من کیستند؟

اینجانب یک شهروند معمولی هستم که مورد هجمه گروه های زیر قرار گرفته ام و زندگی ام سیاه شده است. علل و دلایل در پستهای دیگر نوشته شده است.


1_پرسنل و فرمانده های  خودسر واجا و سپاه و ارتش

2_پلیس خودسر

3_ دانشجویان دانشگاه کاشان

4_ کشورهای خارجی و مرتبطین با جنایات هواپیما ربایی یازده سپتامبر (من پیش بینی و تبدیل به مظنون شدم)

5_ مافیای ایران و جهان

6_لجبازی دوستان و اهل محله

7_کاهش رابطه و قطع رابطه فامیلی به دلایل چندگانه توسط فامیل علیه ما

8_ افراد تحریک شده توسط هفت گروه قبل



پازل

مطالبی که در این کانال و وبلاگ گرد خواهد آمد، مانند قطعات پازل است و اگر کنار هم قرار گیرد، متوجه مشکلات من و جنایاتی که علیه من و مردم شده، خواهید شد.