علیرضا صدر ثقة الاسلامی متولد ۱۳۵۳ معادل ۱۹۷۴ هست. این پازلها و وبلاگها را بخوانید متوجه میشوید چگونه جوانی وی از دست رفته بدون اینکه از زندگی لذت برده باشد و همواره مورد هجمه عوامل حکومت اسلامی و جنگ روانی و جنگ فرهنگها و مافیا و شرخران و لاتها و اوباش بوده و هست.
‏نمایش پست‌ها با برچسب فامیل. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فامیل. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۳ مهر ۳۰, دوشنبه

روش های اجرای سیاست ضد نویسنده و ضد دگر اندیش ، توسط حکومت جمهوری اسلامی ایران که حداقل در ۲۵ سال گذشته که همگی روی من اجرا شده است

روش های اجرای سیاست ضد نویسنده و ضد دگر اندیش ، توسط حکومت جمهوری اسلامی ایران که حداقل در ۲۵ سال گذشته که همگی روی من اجرا شده است:

۱- سکونت دادن لاتها و شکنجه گران پیمانکار وزارت جاسوسی و سپاه در مجتمع آپارتمانی تارگتها و قربانی ها. به این ترتیب ساختمان زندگی من محل شکنجه و بازجویی علیه هزاران نفر بیگناه شده  یا به اصطلاح خانه امن شده است.

۲- در بعضی روزها یا ساعات اسرا و سایر مردم شکنجه روحی یا جسمی یا مقتول میشوند و عکس تارگت به عنوان آمر و اسم تارگت روی شکنجه کننده ها گذاشته میشود. هدف منفور کردن تارگت است.

۳-در بعضی روزها و ساعات ، مردم را جمع و با وسایل جاسوسی خانه و حریم خصوصی تارگت نمایش داده میشود جهت باز کردن روی مردم بها تارگت.

۴- در بعضی ساعات عربده می کشند و نویسنده مقاله را تهدید می کنند یا به خانواده و فامیلش توهین می کنند. اینجانب نیز در پاسخ فریاد میزنم و پاسخشان را میدهم.

۵- اعزام تروریست و لات و اوباش با مقاله های شخص تارگت در لباس پناهنده یا فراری کاذب.

۶-کار ندادن یا اخلال در کار و شغل تارگت.

۷- اخلال در روابط عشفی و جنسی و آزار طرف های مقابل تارگت.

۸- نفوذ در بین دوستان و تشویق به اذیت تارگت.

۹- در بعضی مواقع لاتها و اوباش که تارگت را شکنجه روحی می دهند به دیگران خود را رفیق و دوست قدیمی تارگت معرفی می کنند.

۱۰- ترسانیدن فامیل های تارگت و تهدید و تطمیع آنها، جهت همکاری با امنیتی ها و جاسوسان و اعزام پناهنده تقلبی و تروریست به خارج.

۱۱- استخدام یا سازماندهی لاتهای محله یا محله ها جهت این کارها که گفته شد.

۱۲- اخلال در پزشکی و سلامت و درمان.

۱۳- جلوه دادن اینکه همه اینها خیالات و بیماری روانی است.

۱۴- تبلیغ توسط فامیلی که فریب خورده و عوامل حکومتی، مبنی بر اینکه مقاله ها را کس دیگر نوشته است، نه تارگت و قربانی.

۱۵- لاتها و اوباش و اتوکشیده ها و ادیب های نفوذی و عوامل شکنجه گر روحی و جسمی در نقش دوست و حامی اقدام به ضداطلاعات و تخریب و بیراهه بردن می کنند.

۱۶- انواع ایذا و اذیت، فرضا شرط بندی بین لاتها و پلیس و امنیتی ها مبنی بر اینکه تارگت یا قربانی در روابط فردی یا اجتماعی یا اقتصادی فلان کار را خواهد توانست بکند یا خیر. سپس انواع کارشکنی توسط آنها میشود. این نوع شرط بندی، بر عکس شرط بندی های معمول و حرام در اسلام ، جنایتکارانه و دگر آزارانه نیز هست.

۱۷- مردم عادی خیال می کنند حکومت پاسخ آزادیخواهان و مبارزان قلم بدست را فقط با مرگ و شکنجه جسمی میدهد و نمی دانند انواع شکنجه روحی و انواع خدعه جهت تخریب روانی  و انواع جنگ روانی و برنامه ریزی جهت نفوذ در اپوزیسیون را اجرا می کنند.

۱۸- تبلیغ می کنند که مبارزان دانشگاه و وبلاگ نویس به هدف پناهنده شدن مطلب مینویسند. در این راه حکومت اسلامی فامیلهای نویسنده ها را تهدید و لاتهای محله را تطمیع به همکاری و نفوذ می کند.

۱۹- عملیات مختلف جنایی و کلاهبرداری و ترور با شببه الصورتها و شبیه الصداها و عوضی بازی یعنی نامها و آدرس های جعلی و تقلبی با کمک پلیس و سپاه و اطلاعات و حراست و تلفنچی ها.

۲۰- دستکاری و اخلال در تلفنهای ثابت و همراه و اینترنت. پاسخگویی بجای تارگت و قربانی.

۲۱- پرونده سازی های جنایی بین المللی.

نویسنده گزارش:
علیرضا صدرثقةالاسلامی
به اپوزیسیون و سازمانهای حقوق بشر اطلاع رسانی کنید.
این شیوه علیه هزاران نویسنده گمنام انجام شده و میشود.

مطلب در دست تکمیل است....

۱۴۰۳ مهر ۲۷, جمعه

یا خدعه حکومت اسلامی یا خدعه مافیا

 یا خدعه حکومت اسلامی یا خدعه مافیا



در این حکومت با همه مبارزان و مخالفان یکسان برخورد نکرده و نمی کنند.
اینها من را دستگیر و زندانی و اعدام نکردند ولی بدون اینکه خودم بخواهم از من سواستفاده در جهت حفظ مافیا و حکومت کرده اند.
من که مجله انتقاد از حکومت و انتقاد از دین چاپ کردم و مقالات نوشتم اینها چند کار کردند:
۱- باهمکاری دانشجویان امنیتی و رانتخوار مقاله ها را به نفوذی ها نسبت داده به اپوزیسیون نفوذ و به خارج پناهنده تقلبی شدند.
۲- اراذل و اوباش در ساختمان ما اسکان داده شده اند و کم و بیش مزاحمت ایجاد می کنند.
۳- تلفن های ما حالت سانترال مانند تحت کنترل شده
۴-فعالیتهای اقتصادی ما محدود و تحت شعاع قرار داده شده.
۵- فامیلهای ما را ترساندن و هم تهدید و هم تطمیع کردند تا به نفع نفوذ و به نفع پناهنده تقلبی ها و علیه من اقدام کنند.
۶- ساختمان ما را شکنجه خانه کرده اند و در ساختمان و خارج ساختمان افرادی بیگناه را شکنجه داده اند و عکس من را به عنوان آمر نشان داده اند و شکنجه گرها خودشان را با اسم و فامیل من معرفی کرده اند.
۷-برخی اقوام پدری املاک مصادره ای دارند اینها طمع به ملک آنها کرده اند.

۸- فامیلهای مادری را وادار به فروش املاک مصادره ای و درصد گرفتن کرده اند

من به اداره اطلاعات و امنیت و جایی احضار نشده ام اما از سال ۱۳۸۰ تا به حال وقتی در خیابان هستم مثلا ویترین مغازه نگاه می کنم مردانی گاه مسلح نزدیک شده و با حالت به اصطلاح به درب بگو دیوار بشنود ، با هم حرف میزنند و دستورات و درخواستهایی مطرح کرده اند. از حرفهای آنها ۸ مورد فوق الذکر استنباط کرده ام.
البته ۸ مورد فوق از کارهای دیگر و نتایج حاصله دیگر نیز استنباط شده و حرفها نیز موید است.

من از سال ۱۳۸۲ با خارجی ها و اپوزیسیون به صورت ناشناس تماس و موارد نفوذ و خدعه حکومت را اطلاع داده ام و تا حدی تیرشان به سنگ خورده است.

عدم کار پیدا کردن

عدم کار پیدا کردن
پس از دانشگاه در سال ۱۳۸۰ از محمد اردوانی و حسام خارابی و صمد خارابی درخواست پیدا کردن کار کردم که گفتند ما کسی را نمیشناسیم بتواند برایت کار پیدا کند.

همین را از پسر عمه ام متولد ۱۳۱۴ است ایرج مقرب نام دارد مدیر زمزم در زمان ثابت پاسال بوده و دوستان متعدد دارد، خواستم ولی وی نیز گفت که هیچ دوستش در موقعیتی نیست که بتواند حتی یک کار معمولی برای من پیدا کند.