علیرضا صدر ثقة الاسلامی متولد ۱۳۵۳ معادل ۱۹۷۴ هست. این پازلها و وبلاگها را بخوانید متوجه میشوید چگونه جوانی وی از دست رفته بدون اینکه از زندگی لذت برده باشد و همواره مورد هجمه عوامل حکومت اسلامی و جنگ روانی و جنگ فرهنگها و مافیا و شرخران و لاتها و اوباش بوده و هست.
‏نمایش پست‌ها با برچسب دانشگاه کاشان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دانشگاه کاشان. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۳ آبان ۳, پنجشنبه

نکته مهم درباره این وبلاگ

 توجه کنید که این گزارش بر اساس اظهارات علیرضا صدر ثقة الاسلامی نوشته شده است. به گفته وی، ایشان به سازمان ملل و حقوق بشر و اپوزیسیون و بسیاری افراد این وقایع را در قالب ایمیل و گفتگو و درد دل ، اظهار کرده است و ما در این وبلاگ اظهارات وی را منعکس کرده ایم.

توجه کنید مشکل ایشان فقط مشکل خودش نیست و مشکل هزاران یا میلیون ها نفر از مردم ایران است. و این اهمیت مطالب این وبلاگ را مشخص میکند.

دیده شد که  از سوی عوامل خودسر و غیر خودسر امنیتی و از سوی لاتها اراذل و اوباش ، ایشان دچار مشکلات فراوان شده است و ما راه حل دیدیم که اظهارات ایشان را در وبلاگ منعکس کنیم شاید فعالان محقق حقوق بشر و اپوزیسیون یا از داخل خود حکومت کنونی یا هر فرد آزاده دیگری به فکر دفع شر از ایشان و سایر مردم که شبیه ایشان دچار مشکل شده اند باشند.

متاسفانه در کشور ایران وقتی افرادی گرفتار عوامل خودسر و غیر خودسر حکومتی میشوند یا گرفتار مافیا میشوند، سازمانهای حقوق بشری از دادن وکیل جهت مشاوره خودداری میکنند یا فقدان وکیل هستند و همچنین محققین و سازمانهای حقوق بشری و فعالان اجتماعی از اخبار دقیق و جزئی از نحوه خدعه علیه مردم و آزار دادن مردم بی خبرند.

اظهارات علیرضا صدرثقة الاسلامی در این وبلاگ آورده شده تا هم حقوق بشری ها به فکر کمک به ایشان باشند و هم اگر سازمانهای جاسوسی خارجی بر اثر توطئه ها خیال کرده اند ایشان عنصر نامطلوب و خطرناک است و در نتیجه وسایل مدرن جاسوسی علیه ایشان به لاتها و اوباش داده اند این وسایل جاسوسی را از کار بی اندازند.

چون از کمک وکلای حقوق بشری و محققین علوم انسانی و همیاری و همکاری مردمی خبری نیست نیست امثال این افراد روز به روز در باتلاق خدعه و ظلم و ستم مافیا و عوامل خودسر غرق و دچار حق خوری و حق کشی و ظلم و ستم، میشوند.

خواهشمندیم سازمانهای حقوق بشری و محققین علوم انسانی جهت اصلاح جامعه و جهت کمک به این افراد وکلا و محقیقنی را انتخاب کنند تا بشیوه سازمان یافته و علمی و ساختارمند مشکلات مردم بررسی و حل شود.

مشکلات مطرح شده در این وبلاگ جنایات بسیار سازمان یافته و برنامه ریزی شده علیه تعداد بسیار زیادی از مردم ایران و تقریبا علیه 100 در 100 مردم ایران است و باید بررسی شود.

۱۴۰۳ مهر ۳۰, دوشنبه

روش های اجرای سیاست ضد نویسنده و ضد دگر اندیش ، توسط حکومت جمهوری اسلامی ایران که حداقل در ۲۵ سال گذشته که همگی روی من اجرا شده است

روش های اجرای سیاست ضد نویسنده و ضد دگر اندیش ، توسط حکومت جمهوری اسلامی ایران که حداقل در ۲۵ سال گذشته که همگی روی من اجرا شده است:

۱- سکونت دادن لاتها و شکنجه گران پیمانکار وزارت جاسوسی و سپاه در مجتمع آپارتمانی تارگتها و قربانی ها. به این ترتیب ساختمان زندگی من محل شکنجه و بازجویی علیه هزاران نفر بیگناه شده  یا به اصطلاح خانه امن شده است.

۲- در بعضی روزها یا ساعات اسرا و سایر مردم شکنجه روحی یا جسمی یا مقتول میشوند و عکس تارگت به عنوان آمر و اسم تارگت روی شکنجه کننده ها گذاشته میشود. هدف منفور کردن تارگت است.

۳-در بعضی روزها و ساعات ، مردم را جمع و با وسایل جاسوسی خانه و حریم خصوصی تارگت نمایش داده میشود جهت باز کردن روی مردم بها تارگت.

۴- در بعضی ساعات عربده می کشند و نویسنده مقاله را تهدید می کنند یا به خانواده و فامیلش توهین می کنند. اینجانب نیز در پاسخ فریاد میزنم و پاسخشان را میدهم.

۵- اعزام تروریست و لات و اوباش با مقاله های شخص تارگت در لباس پناهنده یا فراری کاذب.

۶-کار ندادن یا اخلال در کار و شغل تارگت.

۷- اخلال در روابط عشفی و جنسی و آزار طرف های مقابل تارگت.

۸- نفوذ در بین دوستان و تشویق به اذیت تارگت.

۹- در بعضی مواقع لاتها و اوباش که تارگت را شکنجه روحی می دهند به دیگران خود را رفیق و دوست قدیمی تارگت معرفی می کنند.

۱۰- ترسانیدن فامیل های تارگت و تهدید و تطمیع آنها، جهت همکاری با امنیتی ها و جاسوسان و اعزام پناهنده تقلبی و تروریست به خارج.

۱۱- استخدام یا سازماندهی لاتهای محله یا محله ها جهت این کارها که گفته شد.

۱۲- اخلال در پزشکی و سلامت و درمان.

۱۳- جلوه دادن اینکه همه اینها خیالات و بیماری روانی است.

۱۴- تبلیغ توسط فامیلی که فریب خورده و عوامل حکومتی، مبنی بر اینکه مقاله ها را کس دیگر نوشته است، نه تارگت و قربانی.

۱۵- لاتها و اوباش و اتوکشیده ها و ادیب های نفوذی و عوامل شکنجه گر روحی و جسمی در نقش دوست و حامی اقدام به ضداطلاعات و تخریب و بیراهه بردن می کنند.

۱۶- انواع ایذا و اذیت، فرضا شرط بندی بین لاتها و پلیس و امنیتی ها مبنی بر اینکه تارگت یا قربانی در روابط فردی یا اجتماعی یا اقتصادی فلان کار را خواهد توانست بکند یا خیر. سپس انواع کارشکنی توسط آنها میشود. این نوع شرط بندی، بر عکس شرط بندی های معمول و حرام در اسلام ، جنایتکارانه و دگر آزارانه نیز هست.

۱۷- مردم عادی خیال می کنند حکومت پاسخ آزادیخواهان و مبارزان قلم بدست را فقط با مرگ و شکنجه جسمی میدهد و نمی دانند انواع شکنجه روحی و انواع خدعه جهت تخریب روانی  و انواع جنگ روانی و برنامه ریزی جهت نفوذ در اپوزیسیون را اجرا می کنند.

۱۸- تبلیغ می کنند که مبارزان دانشگاه و وبلاگ نویس به هدف پناهنده شدن مطلب مینویسند. در این راه حکومت اسلامی فامیلهای نویسنده ها را تهدید و لاتهای محله را تطمیع به همکاری و نفوذ می کند.

۱۹- عملیات مختلف جنایی و کلاهبرداری و ترور با شببه الصورتها و شبیه الصداها و عوضی بازی یعنی نامها و آدرس های جعلی و تقلبی با کمک پلیس و سپاه و اطلاعات و حراست و تلفنچی ها.

۲۰- دستکاری و اخلال در تلفنهای ثابت و همراه و اینترنت. پاسخگویی بجای تارگت و قربانی.

۲۱- پرونده سازی های جنایی بین المللی.

نویسنده گزارش:
علیرضا صدرثقةالاسلامی
به اپوزیسیون و سازمانهای حقوق بشر اطلاع رسانی کنید.
این شیوه علیه هزاران نویسنده گمنام انجام شده و میشود.

مطلب در دست تکمیل است....

۱۴۰۳ مهر ۲۷, جمعه

اطلاعات تکمیلی

اطلاعات تکمیلی:

https://14819-tehran-iran.blogspot.com

https://mafia-of-iran.blogspot.com

https://spy-dust.blogspot.com

https://kashan-un.blogspot.com

https://14819-tehran-iran.blogspot.com/2024/03/sharkharan.blogspot.com-14819-iran.html

https://14819-tehran-iran.blogspot.com/2024/03/ferdos-tehran.blogspot.com-14819.html

https://14819-tehran-iran.blogspot.com/2024/03/poolshoo.blogspot.com.html  

https://p-harass.blogspot.com

استفاده از تکنولوژی برای دیوانه جلوه دادن آدم عاقل

 حمید کارگر پیر و محمدصادق اسدی رازی و امیر وارسته حیدری و فرهاد مختاری کرچگانی و محمدمهدی نیکونژاد شیرازی و تعدادی دیگر از دانشجویان در سال ۱۳۷۶ معادل 1997 عقیده داشتند که اگر یک تهاجم با وسایل جاسوسی بگونه ای صورت گیرد که اظهارات تارگت و قربانی را بشود پسیکوز یا سایکوز نظیر اسکیزوفرنی یا افسردگی یا وسواس یا مانیک جلوه داد تارگت هرگز از شر جاسوسان رهایی نخواهد یافت و عملیات علیه تارگت تا سالها با موفقیت ادامه خواهد یافت چون دادگاه و گزارش و شکایت به نفع مهاجمان خواهد شد.

ترکیب جاسوسی و شرارت و شرخری علیه تارگت برای آنان موفقیت و برای تارگت محکوم شدن به بیمار روانی به دنبال دارد.

هدفون ریز اجباری و ناخواسته در گوشم گذاشته بودند

هدفون ریز اجباری  و ناخواسته در گوش

فکر کنم ترم ۶ دانشگاه بود شاید هم ترم هفت دانشگاه، درست یادم نیست.
از تهران برگشته بودم و بلافاصله بعد از رسیدن از تهران در خوابگاه روی زمین نشستم روزنامه خواندم در این هنگام متوجه شدم حمید کارگر پیر که در گوش امیر حسنوند حرف میزند انگار من در گوشم میشنوم.

اتفاق خیلی عجیبی بود و من در آینه دیدم و به نزد بچه های مهندسی خوابگاه رفتم ولی آنها چیزی در گوش ندیدند.
قصد داشتم پزشک بروم که به دلایل نامعلوم نرفتم و حافظه ام از این موضوع پاک شد و هر چند ماه و چند سال که یادم می افتاد بلافاصله از ذهنم پاک میشد و من نتوانستم معما را بازگو و راه حل بخواهم.

کیفیت صدا مثل هدفون بود و مشخص بود قطعه ای نسبتا بزرگ در گوشم بود.
احتمال دارد همان شب که خواب بودم، از گوشم خارجش کرده بودند.
با من چه کرده بودند که موضوع به این عجیبی از ذهنم پاک و پیگیری نمی کردم.

کلاس هیپنوتیزم و سم شناسی برای دانشجویان هنر فرش

کلاس هیپنوتیزم و سم شناسی

یک قطعه دیگر پازل اینکه در ترم اول دانشگاه کاشان در پاییز ۱۹۹۷ در اتاق خوابگاه بودم که دانشجویان فرش همکلاسم برگشتند و داشتند درباره کلاس هیپنوتیزم و سم شناسی صحبت می کردند.

من با تعجب پرسیدم شما دانشجوی هنر هستید یا امنیت. فرهاد فیروزی بلافاصله با لحن شوخی گفت بگذار هیپنوتیزمت کنم و بعد اقدام به هیپنوتیزم کرد و با دست به پشت کله ام فشار آورد و من برای چند ساعت تا شب بیهوش بودم.

نکته اینکه بعدا به فکر تحقیق افتادم ولی دایم از یادم میرفت . (با من چکار کرده بودند که از یادم میرفت؟)

در طی چهار سال چندبار یاد موضوع افتادم ولی بلافاصله از یادم رفت.

بچه ها و فرهاد فیروزی بعد از هیپنوتیزم با من چه کرده بودند و چه تلقیناتی کرده بودند؟

دانشجویان ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۰ دانشگاه کاشان جاسوس و امنیتی هستند.

 دانشجویان ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۰ دانشگاه کاشان

گفته شده و محرز است که این دانشجویان برای ادارات جنگ روانی و جنگ فرهنگها کار و انواع یاری را به مافیای کشور بخصوص املاک انجام داده و میدهند.

همچنین گفته شده که عدهای از این دانشجویان فرزندان ساواکی ها و جاسوسان حکومت پهلوی بوده اند ولی صحت و سقم این مورد نامعلوم است.

سابقه طولانی در قربانی جاسوسی سمعی و بصری بودن

استراق سمع و بصر

بارها ماموران به من گفته اند که از ۳۰ الی ۴۰ سال قبل خانه ما و برخی اهالی محله با دوربین مخفی و استراق سمع کنترل میشود و دایم زنان و مردان پشت دوربین عوض شده اند بطوریکه هزاران مامور خانه ما را دیده اند و استراق سمع کرده اند.

کنترل تلفن های ما

 کنترل تلفن های ما


تلفن های ما چه ثابت و چه موبایل یا از گره یا از مرکز، حالت سانترال مانند کرده اند و در بسیاری موارد به جاهای مختلف زنگ میزنیم ولی مرد یا زنی با لهجه خاص و تکیه کلامهای خاص همه را پاسخ میدهد.

این نشان می دهد عملا ما تحت ظلم و ستم هستیم و ارتباطات ما نمی تپاتد صحیح باشد.

حدود ۱۴ تا ۲۰ سال پیش به قصد صحبت با حقوق بشری ها تلفن زدم ولی شخص غلط روی خط آمد و من با حقوق بشری های تقلبی صحبت کرده بود.

یا خدعه حکومت اسلامی یا خدعه مافیا

 یا خدعه حکومت اسلامی یا خدعه مافیا



در این حکومت با همه مبارزان و مخالفان یکسان برخورد نکرده و نمی کنند.
اینها من را دستگیر و زندانی و اعدام نکردند ولی بدون اینکه خودم بخواهم از من سواستفاده در جهت حفظ مافیا و حکومت کرده اند.
من که مجله انتقاد از حکومت و انتقاد از دین چاپ کردم و مقالات نوشتم اینها چند کار کردند:
۱- باهمکاری دانشجویان امنیتی و رانتخوار مقاله ها را به نفوذی ها نسبت داده به اپوزیسیون نفوذ و به خارج پناهنده تقلبی شدند.
۲- اراذل و اوباش در ساختمان ما اسکان داده شده اند و کم و بیش مزاحمت ایجاد می کنند.
۳- تلفن های ما حالت سانترال مانند تحت کنترل شده
۴-فعالیتهای اقتصادی ما محدود و تحت شعاع قرار داده شده.
۵- فامیلهای ما را ترساندن و هم تهدید و هم تطمیع کردند تا به نفع نفوذ و به نفع پناهنده تقلبی ها و علیه من اقدام کنند.
۶- ساختمان ما را شکنجه خانه کرده اند و در ساختمان و خارج ساختمان افرادی بیگناه را شکنجه داده اند و عکس من را به عنوان آمر نشان داده اند و شکنجه گرها خودشان را با اسم و فامیل من معرفی کرده اند.
۷-برخی اقوام پدری املاک مصادره ای دارند اینها طمع به ملک آنها کرده اند.

۸- فامیلهای مادری را وادار به فروش املاک مصادره ای و درصد گرفتن کرده اند

من به اداره اطلاعات و امنیت و جایی احضار نشده ام اما از سال ۱۳۸۰ تا به حال وقتی در خیابان هستم مثلا ویترین مغازه نگاه می کنم مردانی گاه مسلح نزدیک شده و با حالت به اصطلاح به درب بگو دیوار بشنود ، با هم حرف میزنند و دستورات و درخواستهایی مطرح کرده اند. از حرفهای آنها ۸ مورد فوق الذکر استنباط کرده ام.
البته ۸ مورد فوق از کارهای دیگر و نتایج حاصله دیگر نیز استنباط شده و حرفها نیز موید است.

من از سال ۱۳۸۲ با خارجی ها و اپوزیسیون به صورت ناشناس تماس و موارد نفوذ و خدعه حکومت را اطلاع داده ام و تا حدی تیرشان به سنگ خورده است.

ضدیت با زن دارند و طرفدار شکنجه و جنایت علیه زنان هستند.

این جنایتکاران که در این کانال ها و وبلاگها نامبرده شده اند، همگی اراذل و اوباش هستند و علاوه بر این، شاید نرآلفا و یا برعکسش، خواجه هستند ، ولی مدعی هستند توسط وزارت اطلاعات و سپاه و پلیس استخدام شده اند.

یکی از  خصوصیاتشان برگزاری جلسات ضد زن است و در این جلسات بلند بلند درباره زن آزاری، از قبیل کتک زدن و سوزاندن و سنگسار و محاکمه شخصی و نه حکومتی زنان و دختران، صحبت و تعریف و تمجید می کنند و به دفعات بیشمار و نامحدود در جلساتشان  و خارج زمان جلساتشان، صدای کتک خوردن و ضجه و ناله زن و دختر شنیده شده و میشود.

اسامی خانواده های جنایتکار مذکور:
برادران ابوالقاسمی کنی و شوهرخواهرشان ابوالفضل محمدی و برادران الله قلی یا الا قلی و تورج رام و شایسته فر و شایسته فرد و قدیری و سلامی و ساریخانلو و حاجی زاده و خلیفه بنی روانی و خلیفه و حمید بدری اغولبیک و افتخاری و نگهداری و رزاقی و اخوان و حمید اخوان و داودی و مجید داودی و پارسا داوودی و زبرجدی و زبرجدی شهریار و غنی و فرشادی و رستمعلی رستمی و سیروس عزیزالهی و شهبازی و روح الله ذوالفقاری و  رضایی دشتی و
نیکونژاد شیرازی و امیر وارسته حیدری و اسدی رازی و مختاری کرچگانی و محمدباقر سلکی و دوستمحمد و حمید کارگر پیر و مجید امیری و مهدی هاشم آبادی سبزواری و محتشم مختار زاده و منصور محترمی و چندین دانشجوی دهه ۱۳۷۰ کاشان  ...صدها نفر در بسیج و سپاه و حراست.

ک۱۹پ۱۷ احتمالا افغانی و پاکستانی هستند ولی مدعی هستند ایرانی هستند.

جنبش سبز - خیابان خوش و بلوار فردوس

 جنبش سبز - خیابان خوش و بلوار فردوس


در فاصله ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۹ ما ساکن یک خانه دربست در خیابان خوش شمالی نزدیک سازمان حج و اقاف شده بودیم ، تا خانه کلنگی ۵۰۰ متر زمین داشت خراب شود و ۱۶ واحد اپارتمان ساخته شود.
در جریان اعتراضات مردمی ۱۳۸۸ افراد سرکوبگری که یا خود نامبرده ها یا شبیه الصورت آنها بودند یعنی افتخاری و احمید اخوان و رستمعلی رستمی در خیابان خوش و اطراف حج و اوقاف مشاهده شده اند.
افتخاری ساکن واحد ۹ و اخوان واحد ۱۰ و رستمی واحد ۱۴ ساختمان ما شدند.

ساختمان من یک ۱۶ واحدی است که روبروی برج افق اکباتان و روبروی پژوهشکده سوانح طبیعی است و پلاک آن ۱۷ و کوچه نوزدهم است و خلاصه ساختمان ک۱۹پ۱۷ نوشته شده است.

دانشگاه کاشان

دانشگاه کاشان

در فاصله ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۰ معادل ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۱ من در دانشگاه دولتی کاشان در رشته هنری (کارشناسی فرش دستباف) تحصیل کردم.

من از طریق مقاله نویسی، فعال و مبارز سیاسی بودم، ولی با انجمن اسلامی فقط سلام علیک داشتم. من سخنرانی نمی کردم فقط مقاله مینوشتم.
در مجله جنبش متعلق به انجمن اسلامی مقاله های لیبرالی نوشتم.

سپس در سال ۱۳۷۹ دو شماره مجله ستون آزاد چاپ کردم که همه کاره اش یعنی مدیرمسئول و سردبیرش خودم بودم و در هر شماره خودم چندین مقاله لیبرالی و اومانیستی، انتقاد از اسلام و انتقاد از حکومت اسلامی با شیوه خودسانسوری نوشتم، یعنی مقاله ها را سانسور کرده تا تند تر از این که بود نشود.

دانشگاه که تمام شد دانشجویان انجمن اسلامی هنر خودشان را افسر و مامور جاسوسی و امنیتی معرفی کردند که موجب شد من قطع رابطه با آنان را انتخاب کنم.


کلا نوشتن مطالب انتقادی بهانه امنیتی ها و جاسوسان شد تا از من سو استفاده کنند.

بعد از دانشگاه، بارها افرادی با تیپ های مختلف، خود را اطلاعاتی و امنیتی معرفی و اعلام کردند که با مجله های من پناهنده نفوذی به کشورهای خارجی و اپوزیسیون فرستادند و خواستار همکاری من شدند، ولی من از همان اوایل دهه ۱۳۸۰ تاکنون بارها به دولتهای بلوک غرب و بلوک شرق و به اپوزیسیون این نفوذ و توطئه و خدعه حکومت اسلامی را اطلاع رسانی کرده ام. هم به صورت گمنام و هم به صورت با نام و مشخصات.

کلا اگر فرد گمنامی، فعالیت لیبرالی و اومانیستی در دانشگاه انجام دهد، وارد لیست سیاه میشود و انواع توطئه و خدعه و آزار و اذیت و نشر اکاذیب علیه او میکنند. و لاتها و اوباش را بر او مسلط می کنند.