علیرضا صدر ثقة الاسلامی متولد ۱۳۵۳ معادل ۱۹۷۴ هست. این پازلها و وبلاگها را بخوانید متوجه میشوید چگونه جوانی وی از دست رفته بدون اینکه از زندگی لذت برده باشد و همواره مورد هجمه عوامل حکومت اسلامی و جنگ روانی و جنگ فرهنگها و مافیا و شرخران و لاتها و اوباش بوده و هست.
‏نمایش پست‌ها با برچسب ear&pharynx implants. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ear&pharynx implants. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۳ مهر ۳۰, دوشنبه

شکنجه روحی با پخش صدا و فضولی در زندگی شخصی و خانوادگی

شکنجه گران روحی از سال 1382 تاکنون دایم از روش های پخش صدا و فضولی در اعمال و افکار سواستفاده می کنند به این نحو که پس از مشاهده دوربین های مخفی یا پس از شنیدن استراق سمع ها از اسپیکر مخفی های درون سقف و دیوار یا با فریاد زدن از محل استقرارشان یا با صحبت کردن در ایمپلنتهای شنوایی کاشته شده درون گوش من و گوش سایر تارگتها جنگ روانی شبانه روزی و 24 ساعته می کنند که استفاده از تکنولوژی است جهت دیوانه جلوه دادن انسان عاقل و این حتی به دیوانه شدن میتواند بی انجامد.

از سال 1382 با پخش دایمی صدا و فضولی دایمی ، زندگی من را سیاه کرده اند و اخلال ایجاد کرده اند. 20 سال زندان معمولی نمیتواند اینقدر تاثیر شکنجه روحی داشته باشد.

همه نامبرده ها در وبلاگها و کانالها با پحش صدا در شکنجه ها شرکت می کنند ولی از سال 1382 تا کنون این جنایتکاران را که نام می برم بیشترین آزار را داشته و دارند:

همگی مرد و مذکر :برادران ابوالقاسمی کنی و امیر الله قلی و تورج رام و محمدصادق اسدی رازی و حمید کارگر پیر و امیروارسته حیدری و محمدمهدی نیکونژاد شیرازی و حمید اخوان و مجید داودی و پارسا داودی و حمید بدری اغول بیک و قدیری و محسن خلیفه بنی روانی و فرهاد مختاری کرچگانی و رستمعلی رستمی.
افراد نامبرده چندین برابر افرادی که نام نبرده ام مرتکب این شکنجه روحی میشوند.

روش های اجرای سیاست ضد نویسنده و ضد دگر اندیش ، توسط حکومت جمهوری اسلامی ایران که حداقل در ۲۵ سال گذشته که همگی روی من اجرا شده است

روش های اجرای سیاست ضد نویسنده و ضد دگر اندیش ، توسط حکومت جمهوری اسلامی ایران که حداقل در ۲۵ سال گذشته که همگی روی من اجرا شده است:

۱- سکونت دادن لاتها و شکنجه گران پیمانکار وزارت جاسوسی و سپاه در مجتمع آپارتمانی تارگتها و قربانی ها. به این ترتیب ساختمان زندگی من محل شکنجه و بازجویی علیه هزاران نفر بیگناه شده  یا به اصطلاح خانه امن شده است.

۲- در بعضی روزها یا ساعات اسرا و سایر مردم شکنجه روحی یا جسمی یا مقتول میشوند و عکس تارگت به عنوان آمر و اسم تارگت روی شکنجه کننده ها گذاشته میشود. هدف منفور کردن تارگت است.

۳-در بعضی روزها و ساعات ، مردم را جمع و با وسایل جاسوسی خانه و حریم خصوصی تارگت نمایش داده میشود جهت باز کردن روی مردم بها تارگت.

۴- در بعضی ساعات عربده می کشند و نویسنده مقاله را تهدید می کنند یا به خانواده و فامیلش توهین می کنند. اینجانب نیز در پاسخ فریاد میزنم و پاسخشان را میدهم.

۵- اعزام تروریست و لات و اوباش با مقاله های شخص تارگت در لباس پناهنده یا فراری کاذب.

۶-کار ندادن یا اخلال در کار و شغل تارگت.

۷- اخلال در روابط عشفی و جنسی و آزار طرف های مقابل تارگت.

۸- نفوذ در بین دوستان و تشویق به اذیت تارگت.

۹- در بعضی مواقع لاتها و اوباش که تارگت را شکنجه روحی می دهند به دیگران خود را رفیق و دوست قدیمی تارگت معرفی می کنند.

۱۰- ترسانیدن فامیل های تارگت و تهدید و تطمیع آنها، جهت همکاری با امنیتی ها و جاسوسان و اعزام پناهنده تقلبی و تروریست به خارج.

۱۱- استخدام یا سازماندهی لاتهای محله یا محله ها جهت این کارها که گفته شد.

۱۲- اخلال در پزشکی و سلامت و درمان.

۱۳- جلوه دادن اینکه همه اینها خیالات و بیماری روانی است.

۱۴- تبلیغ توسط فامیلی که فریب خورده و عوامل حکومتی، مبنی بر اینکه مقاله ها را کس دیگر نوشته است، نه تارگت و قربانی.

۱۵- لاتها و اوباش و اتوکشیده ها و ادیب های نفوذی و عوامل شکنجه گر روحی و جسمی در نقش دوست و حامی اقدام به ضداطلاعات و تخریب و بیراهه بردن می کنند.

۱۶- انواع ایذا و اذیت، فرضا شرط بندی بین لاتها و پلیس و امنیتی ها مبنی بر اینکه تارگت یا قربانی در روابط فردی یا اجتماعی یا اقتصادی فلان کار را خواهد توانست بکند یا خیر. سپس انواع کارشکنی توسط آنها میشود. این نوع شرط بندی، بر عکس شرط بندی های معمول و حرام در اسلام ، جنایتکارانه و دگر آزارانه نیز هست.

۱۷- مردم عادی خیال می کنند حکومت پاسخ آزادیخواهان و مبارزان قلم بدست را فقط با مرگ و شکنجه جسمی میدهد و نمی دانند انواع شکنجه روحی و انواع خدعه جهت تخریب روانی  و انواع جنگ روانی و برنامه ریزی جهت نفوذ در اپوزیسیون را اجرا می کنند.

۱۸- تبلیغ می کنند که مبارزان دانشگاه و وبلاگ نویس به هدف پناهنده شدن مطلب مینویسند. در این راه حکومت اسلامی فامیلهای نویسنده ها را تهدید و لاتهای محله را تطمیع به همکاری و نفوذ می کند.

۱۹- عملیات مختلف جنایی و کلاهبرداری و ترور با شببه الصورتها و شبیه الصداها و عوضی بازی یعنی نامها و آدرس های جعلی و تقلبی با کمک پلیس و سپاه و اطلاعات و حراست و تلفنچی ها.

۲۰- دستکاری و اخلال در تلفنهای ثابت و همراه و اینترنت. پاسخگویی بجای تارگت و قربانی.

۲۱- پرونده سازی های جنایی بین المللی.

نویسنده گزارش:
علیرضا صدرثقةالاسلامی
به اپوزیسیون و سازمانهای حقوق بشر اطلاع رسانی کنید.
این شیوه علیه هزاران نویسنده گمنام انجام شده و میشود.

مطلب در دست تکمیل است....

خلاصه جنایات چهار باندی در 14819 تهران و سایر نقاط ایران.

خلاصه جنایات چهار باندی در 14819 تهران و سایر نقاط ایران.

آدرس محل جنایات: تهران بلوار فردوس خیابان ابراهیمی جنوبی برج افق اکباتان و پژوهشکده سوانح طبیعی  و تقریبا کل کوچه 19 و کوچه۱۹ پلاک۱۷ و سایر کوچه های خیابان های ابراهیمی و علی حسینی.

در 14819 تهران به رهبری و عاملیت دانشجویان دهه ۱۳۷۰ کاشان و لاتهای قدیمی محله و شکنجه گران ک۱۹پ۱۷ و یک گروه چهارم جنایات زیر طی سه دهه انجام شده است:

1_ از پاییز 1401 تا اردیبهشت 1402 در برج افق اکباتان و ک۱۹ روبرویش در پلاکهای 3 و 5 و 9 و 11 و  15 و 17 و 23 زنان مدعو و مستاجر به شعار مرگ بر دیکتاتور دعوت و اجبار میشدند سپس مضروب یا اسیر یا مقتول میشدند.

2_شکنجه گران ک۱۹پ۱۷ از بهار 1401 و حتی احتمالا سالهای قبل از سایتهای دوستیابی و صیغه دختر و زن دعوت سپس تجاوز و مضروب یا اسیر یا مقتول میکردند.

3_ عملیات افراد شبیه الصورت و شبیه الصدا از سال 1388 تا کنون. با اسامی جعلی و عوضی.

4_ من که علیرضا صدرثقةالاسلامی هستم. در دانشگاه کاشان مبارز لیبرال اومانیست بودم چهار باند فوق الذکر با ترساندن و فریب فامیل هایم با مجله ها و مقاله های من تروریست و اوباش به خارج و اپوزیسیون پناهنده کرده اند.

5_چهار باند مذکور افرادی را در محله ساکن که نام خواهرهایم لادن و ژاله و نام من با فامیلی های صدر و ثقة و اسلامی و صدرثقةالاسلامی رویشان گذاشته و انواع اذیت میکنند سپس همانها توسط اوباش ۴ باند مذکور مضروب و مقتول میشوند.

6_اعضا و اناث چهار باند مذکور نیز با عوضی بازی از اسم و فامیل ما سواستفاده می کنند. بخصوص خانواده های ابوالقاسمی کنی و رام و قدیری و داودی و بدری اغول بیک و ذوالفقاری.

7_از سال 2003میلادی پشت سر من دوربین مخفی و تروجان بوده مقالات انتقاد از اسلام و سیاسی من را دیدند که در حالت چرک نویس بوده، تلفن زده اند با خارجی ها و اپوزیسیون تماس گرفته اند، خودشان را جای من معرفی و تروریست و جنایتکار و نفوذی به خارج و اپوزیسیون فرستاده اند.

8_ سه دهه است تلفنهای موبایل و ثابت ما حالتی شبیه سانترال است و هرنوع دخالت و اذیت با کنترل و پاسحگویی تلفن های ما می کنند.

9_ساختمان ۱۶ واحدی ک۱۹پ۱۷ از سال ۱۳۸۶ تاکنون شکنجه خانه است و به اصطلاح خانه های امن است که تروریستها و شکنجه گران نقش زن و شوهر و کودک در قالب خانواده را بازی می کنند. و در ۸ واحد سهم سازنده شبانه روز ، اسیر شکنجه داده اند و میدهند و عکس من را به عنوان آمر شکنجه نشان قربانی ها و تارگت ها می دهند و شکنجه گرها خودشان را با اسم و فامیل من معرفی کرده و می کنند.

10_ به مجالس پارتی و تولد و عروسی حمله و من را آمر حمله معرفی کرده اند.

11_ انواع اذیت و‌ آزار که مجال نقل کردنش نیست.

12_ کلیه موارد فوق با خرید و فروش  املاک مصادره ای که حکومت خبر ندارد مصادره ای هستند و جنایت سر خرید و فروشش انجام میشود مرتبط هست. (شاید هم املاک غیرمصادره ای هم باشند)

13_کوچه پر است از خودروهایی که پارک کرده و صاحبش برنگشته است و خاک گرفته و پنچر شده اند.پلاکهایشان ولی تمیزتر از انتظار است. عکسشان در وبلاگ موجود است.

14_مستاجران و خریداران املاک محله عمدتا یا تارگتها و قربانیان چهارباند مذکور هستند یا همدست های آنان. این نفوذ چهار باند را در آژانسـ های املاک و خطوط تلفن موبایل را نشان میدهد.

15_ 4 باند مذکور ،جنایتکار علیه هزاران هزار بلاگر و  فعال اینترنتی و هنری و ورزشی و فرهنگی و سکسی هستند و آمرین یا عاملین نصب و بهره برداری وسایل جاسوسی از حریم خصوصی و کاری میلیونها ایرانی از صنوف مختلف اقتصادی و فرهنگی هستند.

16_فامیلهای مادری من حسام خارابی و شهرام خارابی و محمد اردوانی را تهدید و تطمیع کرده اند و مرتبط با 15 مورد قبلی از آنها سواستفاده می کنند.

اسامی خانواده های جنایتکار مذکور:
نیکونژاد شیرازی و امیر وارسته حیدری و اسدی رازی و مختاری کرچگانی و محمدباقر سلکی و دوستمحمد و حمید کارگر پیر و مجید امیری و مهدی هاشم آبادی سبزواری و محتشم مختار زاده و منصور محترمی و چندین دانشجوی دهه ۱۳۷۰ کاشان و قدیری و سلامی و ساریخانلو و حاجی زاده و خلیفه بنی روانی و خلیفه و حمید بدری اغولبیک و افتخاری و نگهداری و رزاقی و اخوان و حمید اخوان و داودی و مجید داودی و پارسا داوودی و زبرجدی و زبرجدی شهریار و غنی و فرشادی و رستمعلی رستمی و سیروس عزیزالهی و شهبازی و روح الله ذوالفقاری و برادران ابوالقاسمی کنی و شوهرخواهرشان ابوالفضل محمدی و برادران الله قلی یا الا قلی و تورج رام و شایسته فر و شایسته فرد و رضایی دشتی و ...صدها نفر در بسیج و سپاه و حراست.

ک۱۹پ۱۷ احتمالا افغانی و پاکستانی هستند ولی مدعی هستند ایرانی هستند.

۱۴۰۳ مهر ۲۷, جمعه

اطلاعات تکمیلی

اطلاعات تکمیلی:

https://14819-tehran-iran.blogspot.com

https://mafia-of-iran.blogspot.com

https://spy-dust.blogspot.com

https://kashan-un.blogspot.com

https://14819-tehran-iran.blogspot.com/2024/03/sharkharan.blogspot.com-14819-iran.html

https://14819-tehran-iran.blogspot.com/2024/03/ferdos-tehran.blogspot.com-14819.html

https://14819-tehran-iran.blogspot.com/2024/03/poolshoo.blogspot.com.html  

https://p-harass.blogspot.com

استفاده از تکنولوژی برای دیوانه جلوه دادن آدم عاقل

 حمید کارگر پیر و محمدصادق اسدی رازی و امیر وارسته حیدری و فرهاد مختاری کرچگانی و محمدمهدی نیکونژاد شیرازی و تعدادی دیگر از دانشجویان در سال ۱۳۷۶ معادل 1997 عقیده داشتند که اگر یک تهاجم با وسایل جاسوسی بگونه ای صورت گیرد که اظهارات تارگت و قربانی را بشود پسیکوز یا سایکوز نظیر اسکیزوفرنی یا افسردگی یا وسواس یا مانیک جلوه داد تارگت هرگز از شر جاسوسان رهایی نخواهد یافت و عملیات علیه تارگت تا سالها با موفقیت ادامه خواهد یافت چون دادگاه و گزارش و شکایت به نفع مهاجمان خواهد شد.

ترکیب جاسوسی و شرارت و شرخری علیه تارگت برای آنان موفقیت و برای تارگت محکوم شدن به بیمار روانی به دنبال دارد.

هدفون ریز اجباری و ناخواسته در گوشم گذاشته بودند

هدفون ریز اجباری  و ناخواسته در گوش

فکر کنم ترم ۶ دانشگاه بود شاید هم ترم هفت دانشگاه، درست یادم نیست.
از تهران برگشته بودم و بلافاصله بعد از رسیدن از تهران در خوابگاه روی زمین نشستم روزنامه خواندم در این هنگام متوجه شدم حمید کارگر پیر که در گوش امیر حسنوند حرف میزند انگار من در گوشم میشنوم.

اتفاق خیلی عجیبی بود و من در آینه دیدم و به نزد بچه های مهندسی خوابگاه رفتم ولی آنها چیزی در گوش ندیدند.
قصد داشتم پزشک بروم که به دلایل نامعلوم نرفتم و حافظه ام از این موضوع پاک شد و هر چند ماه و چند سال که یادم می افتاد بلافاصله از ذهنم پاک میشد و من نتوانستم معما را بازگو و راه حل بخواهم.

کیفیت صدا مثل هدفون بود و مشخص بود قطعه ای نسبتا بزرگ در گوشم بود.
احتمال دارد همان شب که خواب بودم، از گوشم خارجش کرده بودند.
با من چه کرده بودند که موضوع به این عجیبی از ذهنم پاک و پیگیری نمی کردم.

سابقه طولانی در قربانی جاسوسی سمعی و بصری بودن

استراق سمع و بصر

بارها ماموران به من گفته اند که از ۳۰ الی ۴۰ سال قبل خانه ما و برخی اهالی محله با دوربین مخفی و استراق سمع کنترل میشود و دایم زنان و مردان پشت دوربین عوض شده اند بطوریکه هزاران مامور خانه ما را دیده اند و استراق سمع کرده اند.

۱۱ سپتامبر و ابزار جاسوسی نصب شونده توی گوش و حلق 2

 ۱۱ سپتامبر و ابزار جاسوسی نصب شونده توی گوش و حلق 2

چند نکته:
۱- چرا در تابستان 2003 قبل از نصب ایمپلنتهای شنوایی گفتاری،هنگام پیتزا خوردن با علی سلمانمنش بیهوش شدم.

۲- چرا سیامک عطار سیدیدر تابستان 2003 چند روز بعد از نصب این ابزار در گوش و حلقم ، تلفن زد و گفت (گفت کف کردی) و پیام داد متوجه عظمت تکنولوژی شدی

۳- چرا دربهار 1382 -2003 مردی که شریک نسرین ارمگان در سیما پرداز بود و شریک وی بود به من گفت (با آمریکا هرکه در افتاد ور افتاد).

۴- چرا با من خارجی ها هرگز مستقیم مصاحبه و بازجویی نکردند؟ (حتی غیر مستقیم هم بازجویی و مصاحبه نکرده اند).

۵-چرا کنترل پنل استفاده را به لاتها و اوباش داده اند تا دایم تهدید و فحاشی و اذیت کنند؟ اینکار ارزش جاسوسی را به صفر تقلیل میدهد.

۶-چرا کشورهای پیشرفته ازشکنجه روحی بیگناهان لذت میبرند؟

۱۱ سپتامبر و ابزار جاسوسی نصب شونده توی گوش و حلق

۱۱ سپتامبر و ابزار جاسوسی نصب شونده توی گوش و حلق

در دانشگاه کاشان که تحصیل می کردم. در اوخر دوران تحصیل. روزی به خانه حمیدکارگر پیر رئیس انجمن اسلامی و مدیر مسئول و سردبیر مجله جنبش، رفتم.

دیدم یک روزنامه زمین افتاده که خبر داده القاعده با قایق به ناوشکن آمریکایی حمله کرده. من در مجله ها خوانده بودم بقدری ناوشکن های آمریکایی محافظت میشوند که حمله به آنها سخت میباشد لذا یاد هواپیماربایی که تخصص اعراب و مسلمانان بود، افتادم و به حمید کارگر و بعدا به امیر وارسته حیدری گفتم که این القاعده با توجه به استراتژی که دارد بالاخره چند هواپیمای مسافربری میدزدد و به نقاط حساس آمریکا می کوبد.

این پیشبینی غیر عمد و فی البداهه من، باعث بزرگترین دردسر من شد.

قراین و شواهد حاکی است که بچه های دانشگاه کاشان که امنیتی بودند بلافاصله با طالبان و القاعده و سیا و سازمانهای جاسوسی غربی و شرقی اقدام به لابی و مذاکره کردند و گمان میرود از مسببین وقوع یازده سپتامبر باشند.
یازده سپتامبر که رخ داد، متعجبانه خوشحال شدم که پیش بینی من، مبنی بر این که القاعده چنین خواهد کرد، درست از آب درامد ولی از قتل این همه بیگناه ناراحت شدم.

در تابستان 2003 معادل تابستان 1382 با علی سلمانمنش حدود ساعت 8 یا 9 شب در مقابل پارک ملت در یک فود کورت پیتزا خوردم که پس از دو لقمه حالت بیهوشی افتادم و سپس تلوتلو خوران به اتاقم در زیر زمین خانه ویلایی تک واحدی که داشتیم مراجعه و خوابیدم ولی احتمالا حدود ساعت 2 شب چند مرد ریختند و با ابزاری شبیه میل کاموا در گوشم و حلقم چیزهایی جاسازی کردند.

فردا صبح چند مرد در بام پلاک ۱۵ جنب ما که پلاک ۱۷ هستیم با دستگاهی کار می کردند که در گوشم صداهای ابزار الکترونیکی و مخابرانی شنیده میشد.
این ابزار که توی گوشم و حلقم نصب شده
اولا خیلی ریز و غبار جاسوس است .
ثانیا ممکن است بیوالکترونیک از جنس مغز و عصب باشد.
ثالثا قابلیت تله پاتی دارد. یعنی کارکرد مغز موجب نشت الکتریکی در عصب میشود و این نشت با دستگاه خوانده و منتشر میشود.
رابعا کنترل پنلش دست اوباش محله و اوباش دانشگاه کاشان از سال ۲۰۰۳ تاکنون بوده و هست.

من با افرادی صحبت کردم به این نتیجه رسیده ایم که سیا و سازمان جاسوسی در جریان تحقیقات یازده سپتامبر با ایران تماس گرفته ولی کس دیگری با همین نام من (علیرضا صدر ثقة الاسلامی)،  به دروغ به آنها معرفی شده است پس آنها با کس دیگر مصاحبه و بازجویی کرده و ان شخص نقش بازی کرده و شاخ و شانه کشیده و موجب شده دستور دهند چنین ابزاری توی گوش و حلق من نصب شود، سپس جابجایی انجام دستگاه در من نصب شده است.

سیا و ان اس ای هرگز به هیچ طریقی با من مصاحبه و بازجویی نکرده اند و این خیلی عجیب است که اولا من قبل از ۱۱سپتامبر پیشبینی کردم و دوم اینکه من متهم به همکاری با القاعده شده ام و سوم اینکه توی گوش و حلقم وسایل عجیب نصب است چهارم اینکه اطرافم پر از مافیایی و امنیتی و جاسوس و داعشی و القاعده شده است ولی آمریکایی ها هرگز بازجویی و مصاحبه نکرده اند و کنترل پنل را داده اند دست اوباش که دایم در حال فضولی جنسی و مزاحمت جنسی و فحاشی و اذیت در امور اقتصادی و .... هستند.

تمام جوانی من از ترس تهدیدات و اذیت توسط این مردان وحشی نابود شده است. از ترس آسیب به همسر نتوانستم همسر بگیرم. تمام زندگی ام تنش است.

پنل دست لاتهای بسیار فضول و بی تربیت محله و ک۱۹پ۱۷ و دانشجویان دهه ۱۳۷۰ کاشان و گروه چهارمی است.
اینها دایما مشغول پخش صدا از اسپیکرهای دیوارها و جاسوسی از طریق دوربینهای مخفی و استراق سمع ها هستند.

علاوه بر این بخشی از صدای فکر من را که میکرو دیوایس از حلق و گوشم منتشر می کند را میشنوند و انواع جنگ روانی می کنند.

عقیده کاربرد در مافیا دانشجویان کاشان:

حمید کارگر پیر و محمدصادق اسدی رازی و امیر وارسته حیدری و فرهاد مختاری کرچگانی و محمدمهدی نیکونژاد شیرازی و تعدادی دیگر از دانشجویان در سال ۱۳۷۶ معادل 1997 عقیده داشتند که اگر یک تهاجم با وسایل جاسوسی بگونه ای صورت گیرد که اظهارات تارگت و قربانی را بشود پسیکوز یا سایکوز نظیر اسکیزوفرنی یا افسردگی یا وسواس یا مانیک جلوه داد تارگت هرگز از شر جاسوسان رهایی نخواهد یافت و عملیات علیه تارگت تا سالها با موفقیت ادامه خواهد یافت چون دادگاه و گزارش و شکایت به نفع مهاجمان خواهد شد.

ترکیب جاسوسی و شرارت و شرخری علیه تارگت برای آنان موفقیت و برای تارگت محکوم شدن به بیمار روانی به دنبال دارد.